" ... آری ما توقع داریم که سیر تحول یک نویسنده را بدانیم . جریان پرورش خوی و شخصیت و برداشت او را از زندگی بشناسیم (...)شناسایی کوچک ترین جزییات مربوط به او را دست کم نمیگیریم (...) تا این که بتوانیم از کلیه تحولات درونی او که منشا فعالیت های بعدیش شده است آگاه شویم . مخصوصا باز تکرار میکنم : خطوط ریز ، جزییات کوچک زندگی او را دست کم نگیرید . مجموع همین هاست که ماهیت آن شخص را روشن میکند و بدون این که بخود زحمت دهید عمق روح و کل وجود او را در می یابید ."
داستایفسکی Le temp 1861

فالش
نقطه سرِ خطِ ادبیاتِ دگرباش
شاید آن روز که صادق هدایت ، خاطرات 24 ماه عاشقی اش را در بوف کور پنهان میکرد ، هیچ گاه گمان نمیکرد ، که روزی این خاطرات هزار تو بزرگترین رمان ایران گردد ! باری بوف کور نیز مانند فالش یا بهتر بگوییم فالش مانند بوف کور ، قصه هایی هستند که دو روی پنهان و ناپنهان سکه را با خود حمل میکنند !
در این جستار ، فالش را نقطه سر خط ادبیات دگرباش نامیدم ، از آن رو که این داستان های پیوسته ، که مجموعه ای از خاطرات شخصی بهبد پرشان است این توان را داشته که تاثیرات خود را بر نوشتار های دگرباشان بگذارد و حتی لابلای اپزوسیون مخالف نیز نفوذ کنند !
تاثیر فالش بر گفتارهای دگرباش :
به جرات میتوان گفت که فالش تاثیر گذار ترین نوشتاری بود که توانست حتی در متن صحبت های دگرباشان ایرانی نیز رخنه کند و کلمات سبک و تحقیر آمیز را با کلماتی ( بات ، تاپ و هارد و سافت و .... ) جابجا کند که مهم ترین ویژگی شان جدا کردن گویش این قشر از سطح عوام جامعه است ! شاید بار معنایی کلمات یکی باشد اما تحقیر آمیز نبودن این کلمات مهم است که فالش در مجموعه داستانهایش این توانایی را به نمایش نهاد و توانست گویش و گفتار دگرباش ایرانی را دستخوش نسیم دگرگونی کند .
تاثیر فالش بر نوشتارهای دگرباش :
شاید در چند سالی که پای دگرباشان جنسی به فضای مجازی باز شده است ، و در این فضا به دنبال رسیدن به حقوق از دست رفته شان هستند ، فالش اولین نوشتاری بود که توانست نوشتارهای دگر باش را تحت تاثیر قرار دهد ؛ گرچه فالش هم مانند دیگر حرکات موفق در ایران ، دستخوش و بازیچه ی تقلید گرایی ایرانیان گشت و با سفسطه ی " فردوسی هم تقلید کار بوده " شروع به نوشتن به این سبک کردند ، که با دو دیدگاه میتوان به این مساله نگاه کرد :
الف ) کوته بینی حاکم بر جوامع ادبی ایران :
همواره در جامعه ما هر کاری که موفق و تاثیر گذار بوده است به جای سر مشق قرار گرفتن در نو آوری ها ، یا با تقلید محض یا با سرکوب محض مواجه گشته است ، که از این رو باید به فالش تبریک گفت که با هر دو معضل فوق روبرو شده است ! سرکوب این کار تا آنجا پیش رفت که ، بعضا به مواردی همچون نحوه پایان دفتر عمر فالش ، اشاره کرده و با این مساله نوشتاری با این سطح تاثیر را زیر سوال میبرند ، و بعضا هم با سفسطه ی فردوسی فلان بود به تقلید محض از این حرکت میپردازند بی توجه به آن که فردوسی کبیر متون تاریخی را به شکل خداینامه هایی که نابود شده بودند به شعر در آورد و این کار آنها مانند این است که فردوسی به سبک یک شاعر دیگر شعرش را میگفت که چنین نکرد و ارزش کار از عمر آن پیداست !
ب ) بی سوژه گی جامعه ادبی دگرباش ایران :
این دیدگاه از دیدگاه اول مهم تر نیز هست ، زیرا تنها مختص جامعه ادبی دگرباشان ایرانی است ! شاید یک گشت و گذار نیمه روزه لابلای اشعار و نوشتارهای این قشر کافی باشد تا به این مهم پی برد که جامعه ادبی دگرباش با معضل بی حرفی یا همان قلم مردگی روبرو هستند که شاید ریشه این مهم در مسائل روحی این قشر یافت ، که از رویی به علت سرکوب شدن احساسات و عواطف جرات بروز اندیشه ندارند و از سویی به علت در انزوا ماندن در دور ایام سوژه ای برای نوشتن ندارند .
بهبد پرشان و فالش :
شاید یکی از ویژگی هایی که فالش را از دیگر حرکات جامعه ادبی دگرباش متمایز میکند ، بی پروایی نویسنده از فاش کردن جز به جز خاطراتش است ، تا جایی که مشکلات خانوادگی نیز عیان میشود ، گرچه من از ابتدا هم با فاش کردن حریم خصوصی مخالف بودم ولی در ابتدای همین جستار نوشتم که صادق هدایت در بوف کور تجلی 24 ماه عاشقی اش را نوشت و حتی فکر نمیکرد که روزی در هر کوی و برزن بر طبل بوف کور بکوبند و از سوی دیگر ، روزی که بهبد پرشان ، این پسرک جسور از تمام زوایای ممکن به 6 سال عاشقی اش نگاه کرد ، هیچگاه فکر نمیکرد که روزی فالش ، واقعا تجلی و تصویر مستندی از یک فالش در سمفونی انسان ها گردد . شاید فالش تنها قصه یک جوان دگرباش نباشد ، شاید فالش قصه یا تصویری از چرخش نا هماهنگ دنیای دون باشد ، یا شاید یک درس عبرت ، با این حال باید منتظر ماند و دید که گذر ایام در قبال این اثر ادبی چه تصمیمی میگیرد و قاضی بی رحم تاریخ ، این اثر را به سردابه فراموشی میسپارد یا سر مشقی برای نسل آینده دگر باش ایرانی و شاید هم جهانی ...
تنها نقد ممکن بر فالش :
نویسنده این جستار بر این باور است که تنها نقطه ای را که در فالش میتوان نقد کرد ، فاش کردن رفتاری های حریم شخصی است گرچه همین مساله با ظرافت و هنر مندی خاص بیان گشته گشته که از دید دیگر قابل تمجید است ، باری از آن رو با فاش گشتن حریم خصوصی مخالفم که به علت خوانش این گونه آثار توسط مخالفین دگرباشان در ایران و شرایط پر از خطوط قرمز و دیوارهای خط خطی ایران ، نوشتن از حریم خصوصی میتواند تصویری مبتذل از آزادی در ذهن عوام ایجاد کند ، که باز هم یک برگ برنده برای فالش و نگاه های تیز بین میماند و آن هم نام فالش است ! که دم از ساز مخالف و نت ناهماهنگ در یک سمفونی تماما هماهنگ میزند ! شاید این نام به تنهایی رد تمام نقد های ممکن بر فالش باشد ....
یک ایرانی
10 مهر 86


