11 Aug 2007
یه دنیا تمنا و التماس / پیشکشم بوده تا امروز

تمنا
تمنا می کنم با من بمانی
حدیث رفتنت ، هرگـز مخــوانــی
تمنا می کنم در این شبستان
لبانت را به لبــهـایـــم ســپــاری
تمنا می کنم این عشق من را
میان سینه ات پــنـــهان بــداری
تمنا می کنم ای سرو معشوق
برایم روشــــنی هدیـه بــیــاری
تمنا می کنم حدیث غم را
مثال رفتـنـت هرگز مــخــوانـی
تمنا می کنم چشم سیاهت
درخشد مثل ماه در این سیاهی
تمنا می کنم ای سرو نازم
در این دوری پِی عاشق نمانی
تمنا می کنم این را بدانی
به عشــاقی گرامـــیـــم بـــداری
تمنا دارم از تو بید مجنون
نــگـــه داری دلــم را یـادگـاری
یک ایرانی
19 امرداد 86
تقدیم نومچه : تقدیم به او میکنم ، که اوست ، هم او که برای او بوده پیش از این ، تمنا میکنم که بخواند ، تمنا میکنم باور کند ، تمنا دارم از تو بید مجنون ...
نوشته شده توسط یک ایرانی در 11:47 | | لینک به این مطلب


