تبليغاتX
گاهنوشت های یک ایرانی - چکاوک ، ای همسفرم
1 Jul 2007
چکاوک ، ای همسفرم
چکاوک ها یکی یکی میروند و وارث بی کسی های رفتن شان هستم ... من برای آن چکاوکی مینویسم که در نبرد با صدای من مرا در ترانه هایم میشکند ....

چکاوک

چکاوک ای همسفرم

در رزم با چشم ترم

 

هم صدا با ترانه هام

بشکن منو تو این صدام

***

صدای من از غم تو

میخونه ، میگه : غم برو

 

تو با صدام که میخونی

برام یه غصه ، می مونی

***

تو میخونی واسه چشات

من میشکنم توی نگات

 

یک نگاه خیلی سرد

فصل سرما ، پُرِ درد

***

این صدا و ترانه هام

می مونه یه غصه برام

 

وقتی که با شعر من

میخونی از درد من

***

چکاوک ای همسفرم

در رزم با چشم ترم

 

هم صدا با ترانه هام

بشکن منو تو این صدام

 

یک ایرانی  

25خرداد 86

چکاوک ، سروده ای است که بیشتر از هر سروده و نوشتاری دوستش دارم ...

نوشته شده توسط یک ایرانی در 13:7 | | لینک به این مطلب