-
بر این باورم که به قضیه سلمان رشدی باید از دید سیاسی نگاه کرد نه از دید یک توهین مذهبی و یا حمایت از یک اثر ادبی .
-
نکته بارز در اهدای این نشان به سلمان رشدی این است که این نشان توسط همان هایی به سلمان رشدی اهدا شده است که دیروز با دستور به دون پایگان سیاست حاکم بر ایران (مثلا) باعث به تشویش کشیده شدن زندگانی وی شده اند .
-
این کتاب و این نویسنده بازیچه گاندی نیز شده اند که قابل تامل برای ما و قابل تحمل برای نویسنده است ولی اوج ذلت برای یک نویسنده آن جاست که مهاجرانی _ بی فرهنگ ترین ، وزیر فرهنگ جهان _ هم پیرامون این کتاب دست به نوشتن کتاب میزند و "نقدِ توطئه ی آیات ِ شیطانی" را _به قول صادق هدایت _ سر قدم میرود .
-
بعید نیست که این کتاب به درخواست اربابان عقب ماندگی نوشته شده باشد که بهتر بتوانند به چپاول کشورها مشغول باشند و مردم نیز بیشتر در دریای حماقت غرق شوند . بعید نیست که این نشان به پاس خدمت سلمان رشدی به دولت بریتانیا ، به وی اهدا شده باشد زیرا "سیاست پیشه دونان است"
-
شخصا به عنوان کسی که 3 بار کتاب آیات شیطانی را خوانده ام بر این باورم که این کتاب ، کتابی در حد قصه های شبانه کودکان است که و به هیچ وجه نمیتوان آن را توهین به یک دین خواند .
-
نیاز به یاد آوری نمی بینم که امروزه مدال ها و نوبل ها را کشورهایی اهدا میکنند که ارتش وحشی و غیر انسانی چون ناتو را در خود پرورش داده اند .
استعمار ما - استحمار ما
چند خطی پیرامون جُستار :
" شوالیه: سلمان رشدی و حکایتِ دوباره آیاتِ شیطانی"
چند روز پیش " م . شهرام " اقدام به انتشار نوشتاری پیرامون اهدای نشان شوالیه به رشدی نمود و از آنجا که نوشتاری پر معنا و بدور از تعصب حاکم بر اکثریت نوشتار ها بود بر خود واجب دیدم که آن را در سرای گاهنوشت هایم منتشر کنم .
باری این نوشتار من را بر آن داشت که خود نیز عقاید ام را پیرامون کتاب آیات شیطانی بنویسم ، در نوشتن دیدگاهم سعی بر آن دارم که از دیدگاه آزاد اندیشانه و به دور از تعصب اسلامگرایان و رفتار معکوس سایرین سخن بگویم ، زیرا بر این باورم که به قضیه سلمان رشدی باید از دید سیاسی نگاه کرد نه از دید یک توهین مذهبی و یا حمایت از یک اثر ادبی .
نکته بارز در اهدای این نشان به سلمان رشدی این است که این نشان توسط همان هایی به سلمان رشدی اهدا شده است که دیروز با دستور به دون پایگان سیاست حاکم بر ایران باعث (مثلا) به تشویش کشیده شدن زندگانی وی شده اند چنان چه در انتهای نوشتار م.شهرام آمده است : " نشانِ شوالیه، امروز به کسی اعطا شده است که سالهای درازی از عمرش را در هراس از تیغ ِ برهنه ی مسلمانی افراطی، در اختفا گذرانده است. "
نکته ای که در نوشتار م.شهرام به نظرم جالب آمد این است که این کتاب و این نویسنده بازیچه گاندی نیز شده اند که قابل تامل برای ما و قابل تحمل برای نویسنده است ولی اوج ذلت برای یک نویسنده آن جاست که مهاجرانی _ بی فرهنگ ترین ، وزیر فرهنگ جهان _ هم پیرامون این کتاب دست به نوشتن کتاب میزند و "نقدِ توطئه ی آیات ِ شیطانی" را _به قول صادق هدایت _ سر قدم میرود(1) و از آن جا که عمله اکره استعمار و استحمار امروزه بر ایران حاکم اند ، بهتر است بدانیم که اربابان استحمار و اربابان عقب ماندگی و طلایه داران این جنجال ننگین امروزه به همان فردی نشان شوالیه داده اند که دیروز توسط عمله اکره هاشان آن را تکفیر کردند و چوب تکفیرشان را بر سر این نویسنده کوبیده اند اما از انجا که به قول سعدی شیرازی :
" سیاست پیشه دونان است "
می توان مدعی شد که این کتاب به درخواست اربابان عقب ماندگی ما نوشته شده باشد که بهتر بتوانند به چپاول کشورها مشغول باشند و مردم نیز بیشتر در دریای حماقت غرق شوند . بعید نیست که این نشان به پاس خدمت سلمان رشدی به دولت بریتانیا ، به وی اهدا شده باشد زیرا " سیاست پیشه دونان است " .
این کتاب همواره از جانب کشورهای عقب مانده و جهل زده ، به عنوان نمادی برای سرگرمی مردم و ایجاد بحران در جامعه برای پیشبرد اهداف سیاسی و اقتصادی استعمار گران ، استفاده میشود . گاندی آن را بازیچه می کند و گاندی میشود ، خمینی با جفتی نعلین و مشتی پشم رهبر کبیر میشود ، و مهاجرانی ها از پس آن پس می افتند (2) !
عمیقا بر این باورم که رهبران مذهبی سراسر جهان برای ایجاد تقدس برای خودشان همواره چنگ به دیوار استحمارگری زده اند و استعمار گران از آنجا که بسیار پتیاره هستند از هر راهی برای استحمار مردم که بهترین راه آن ایجاد تقدس های کاذب است ، استفاده میکنند! دیروز سلمان رشدی ها تحویل دادند و از پس آن خاتمی ها و مهاجرانی ساختند ، رجوی ساختند ، اکبر گنجی پس انداختند و نبوی ها و بهنود ها به جامعه جهانی تحویل دادند ، و امروز نشان شوالیه به همانی میدهند که آفریدگار یک اثر ادبی نیست بلکه رشدی آفریننده ی شخصیت های مزخرف بسیاری در جامعه جهانی ست .
شخصا به عنوان کسی که 3 بار کتاب آیات شیطانی را خوانده است ، بر این باورم که این کتاب ، کتابی در حد قصه های شبانه کودکان است که و به هیچ وجه نمیتوان آن را توهین به یک دین خواند و میتوانست نام شخصیت های آن به جای عایشه ، ماریا ( مریم ) و به جای آقای جبرییل ، آقای گابریل باشد یا مایکل و ... ، که اگر چنین می شد هیچ گاه دون پایگان سیاسی بهانه برای تکفیر و جایزه سازی و قصه سازی نداشتند و در این جاست که باز هم میتوان مشکوک شد که شاید اربابان آیت الله خمینی و سلمان رشدی یکی باشند و چنان چه به آیت الله خمینی ، کشور ایران را اهدا کردند و راه چپاول خود را با دست نشاندگی چماق به دستانی که صلاح تکفیر دارند ، باز کردند ، در مقابل نوشتن کتابی بی محتوا و بی ارزش چون آیات شیطانی مدال و منبر به رشدی اهدا میکنند ، آری به رشدی باید مدال دهند زیرا خدمات وی به بریتانیا و همپالگی هایش آنچنان است که شوالیه ها در تمام تاریخ بریتانیا چنین نکرده اند .
زمانی به البرت انشتاین پیشنهاد ورود به دنیای سیاست را دادند و انشتاین در پاسخ " فرمول را به سیاست ترجیح داد " ! اگر سلمان رشدی در گذشته همنوایی با استعمار کرده باشد و سیاست را به ادبیات ترجیح داده باشد بعید نیست که بعد از این هم لژیون دونور و نوبل و ... هم بگیرد ، زیرا امروزه ارزش این جوایز آن چنان بالاست که به دست شیرین عبادی (3) ها میدهند ، رشدی که تشویش آفرین است و اربابان استعمار هرج و مرج طلب پس نوش جانش نشان شوالیه !
از این مدال ها در روزگار درازی که پیش رو داریم زیاد خواهیم دید ، لازم به یاد آوری نیست که به 22 بهمن که نزدیک میشویم دولت های استعمار گر بیشترین توهین را نثار ملت ایران میکنند که مردم را به خیابان ها روانه کنند و خیالشان از بابت بعد استحماری استعمار راحت باشد ؛ و نیز نیاز به یاد آوری نمی بینم که امروزه مدال ها و نوبل ها را کشورهایی اهدا میکنند که ارتش وحشی و غیر انسانی چون ناتو را در خود پرورش داده اند ، این چنین کشورهایی که چپاول ملت ها سر لوحه شان است ، خدمت به دنیای ادبیات برایشان بی ارزش است و برای تحکیم پایه های حاکمیت های دست نشانده شان دست به هر پتیاره گی خواهند زد و لژیون دونور ها و نوبل ها و شوالیه های امروزی تنها نمونه ای از بی شرافتی استعمار گران است(4)
به عنوان جمع بندی باید بگویم : که استعمار گران امروزه تنها نقاب استحمار گری به چهره دارند و برای استحمار بیشتر ملت ها نیاز به هرج و مرج دارند ، چه بهتر که به انسان هایی جایزه دهند که هرج و مرج سازند ، و هرجا هرج مرج پا گرفت استحمار شده اند و استعمار گری آسان تر است ...
" در پایان همصدا با مصلح الدین شیرازی تکرار میکنم : سیاست پیشه دونان است . "
______
پا نویس ها :
1- سرقدم رفتن کنایه از مستراح رفتن است .
2- در زبان های محلی پس افتادن ، نماد زاییدن حیوانات است .
3- عبادی به عنوان یکی از بزرگترین خائنان این مام نیز توانسته است دو جایزه بسیار مطرح تر از شوالیه را دریافت کند ! خانم عبادی همان وکیلی پستی است که پرونده زهرا کاظمی را به بیراهه کشاند و از سر زبان ها انداخت و به پاس این خدمت بزرگ به آخوند ، هم نوبل گرفت و هم لژیون دونور و هم ... و بسیاری هم خواهد گرفت .
4- هرچه تلاش کردم ، نتوانستم از کلمات مودبانه تری نسبت به استعمار گران و بی شرفان این روزها استفاده کنم ، بهتر است ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد زیرا هرچه میگویم از این بی شرفان خون است که در رگانم یخ میکند .
یک ایرانی


