تبليغاتX
گاهنوشت های یک ایرانی - پس از 1400 سال
8 May 2007
پس از 1400 سال

زمستان 1384 بود كه از طريق يكي از دوستانم اثر ماندگار شجاع الدين شفا " تولدي ديگر " را مطالعه نمودم و با " استغفرالله "‌ به پايان بردمش ،‌ اما همسويي آن اثر با حقيقت به گونه اي بود كه انسان را وادار مينمود كه در چگونگي اين اثر تامل كند و راه را بر جولان انديشه هايش باز بگذارد زيرا حقيقت را نميتوان سركوب كرد مگر اين كه ناديده گرفت ، كه اين درد امروز جامعه ايران است .

تابستان 1385 بود كه براي دومين بار اين كتاب را ورق زدم و اين بار طعمي لطيف و شيوا برايم داشت زيرا در پس مطالعه آثار " هوشنگ معين زاده " كه ميتوان به اثر بي همتاي " كمدي خدايان " اشاره نمود ،‌ خواندن " تولدي ديگر " براي من يك - تولد ديگر – بود ، در آن اثر بود كه نياز ايران به تولدي ديگر و نياز مندي ايراني به از نو زاده شدن به زيبايي ديده ميشد و اميدي در ايراني ايجاد ميشد ، كه ايران از درون خاكستر آتشي كه در آن سوخته است ، جوان و پويا سر برون خواهد آورد .

زمستان 1385 به سفارش يكي ديگر از دوستانم " تولدي ديگر "‌ را براي سومين بار خواندم ، همچنان طعم نو ترانگي داشت و هنوز برايم حقيقت هاي بسياري به همراه داشت كه گويي اين اثر را براي اولين بار است كه ميخوانم و همچنان اگر زمان كافي به دست آورم بي شك اين اثر را دوباره خواهم خواند ،‌ زيرا " تولدي ديگر " هميشه براي يك ايراني " تولدی دیگر " به همراه دارد .

بهار 1386 ! دكتر شجاع الدين شفا عيدانه ما را به بهترين صورت داد ،‌ و او اثري ماندگار كه تا ابد الاباد به ماندگاري نامش خواهد ماند را به ايرانيان هديه كرد . آري اين بار هديه اين روشنفكر ، اثر ماندگار ديگريست به نام "‌ پس از هزار و چهار صد سال " كه بر محور " روشنگري " پيرامون وقايع و حوادث 1400 سال – اسلامي - ايران ،‌ بنا شده است ، آنچنان كه نويسنده اثر در ابتداي اين اثر ميگويد :

 

" درهزار و چهارصدمين سالگرد نبردی که شمشيرکشان عرب آنرا فتح الفتوح ناميدند، و بر نيمی از تاريخ ۲۸۰۰ ساله ايران ما - و پرشکوهترين نيمه آن - نقطه پايان نهاد، شايد اصولی ترين پرسش کتابی که درست در چنين سالگردی منتشر ميشود، ميبايست اين باشد که ترازنامه  ۱۴۰۰ سال ديگر همين تاريخ چيست، و چرا بجای برخورداری از آن « مساوات و عدالت اسلامی و رستگاری اين جهانی و آن جهانی » که ظاهراً شمشيرکشان قادسيه و جلولا وعده آنرا داده بودند ، پس از چهارده قرن حکومت بيوقفه وارثان شان، ابرقدرت سياسی و فرهنگی ديروزی جهان ، به روز يک کشور جهان سومی عقب افتاده و ورشکسته دنيای امروز افتاده است... "

 

*(برای دریافت کتاب به سایت ۱۴۰۰ سال مراجعه شود )

يك ايراني

نوشته شده توسط یک ایرانی در 21:12 | | لینک به این مطلب