تبليغاتX
گاهنوشت های یک ایرانی - شبانه های من
23 Feb 2007
شبانه های من

اونی که نمیدونه ....

 

این یکی یه حس تازه است ،

توی تاریکی دوران

واسه من یه تیکه جونه

اونی که خودش میدونه

 

میدونم که نمیدونه

من چقدر دوستش دارم

اگه میدونست که اینجور

نمیرفت روی اعصابم

 

اونی که میگم ازش من

یه نوره واسه دل من

یه تیکه جواهر ناب

گمشده توی دیارم

 

میدونی من بی پناهم

هیچ کسو اینجا ندارم

یه غریبم وسط جمع

میشکنم واسه تو نم نم

 

میدونه دردم تنهاییه !

میدونه بی کسی هام تماشاییه !
میدونه بودن من پر غمه !

میدونه که دلمو داره میبره ؟

 

میخوام امشب یه سره

برم من پیش خدا !

بگم ای محال من ،

بیا امشب پیش ما !

 

بیا عاشقی بکش

درد تنهایی بکش

اگه موندی سر پا

نقشه واسه ما بکش .

 

من خدا رو نمیخوام

از دنیا تو رو میخوام !

به درک که حالیت نیست

دوست دارم! به تو که مربوط نیست !

 

اینم از شعر شب من

تو یه نیمه شب تاریک !

من واسه تو مینویسم

ای طلوع نیمه نزدیک !

 

یک ایرانی

نوشته شده توسط یک ایرانی در 11:58 | | لینک به این مطلب