کوک تازه
یه کوک تازه ای زدم
به ساعت شماطه دار !
اما امون از این روزا
از این همه عمامه دار .
*
اونی که تو فکر توبه س
اسمشو حسین گذاشتن ،
خودتو ، منو ، نیگا کن
اسممونو چی گذاشتن ؟!!
*
قصه ی این بی کسی ها
هیچ وقتی تموم نمی شه
یه کوک تازه که سهله
با صد تاش هیچ چی نمیشه .
*
اگه دیدی که منو تو
این جوری پر شر شوریم
حاصل یه کوک تازه اس
که زدن به ساعت ما !!
*
خود تو بهتر میدونی
قصه تکلیف عزا رو
اما اینو من میدونم
قصه ی بی کسی ها رو
*
نذار تا قصه غم رو
دوباره از سر بگیرم
بنویسم مام وطن رو
عاشقانه گُر بگیرم
*
بذار تا سکوت باشه
هدیه ما به جماعت
ملتی ، گرسنه موندن
چه جوری بشن هدایت ؟؟
*
یه کوک تازه ی دیگه
می زنم به ساعت تو
دفعه دیگه عاشق باشو
ول کن این همه رباطو !
*
اینها ساعت نیستن که وقتی
کوک بشن از نو بچرخن
اینها یک مشتی رباطن
که با کوک تند تر می چرخن ...
یک ایرانی
این حقیر این شعر را در پاسخ به شعر "ساعت شماطه دار" اثر م . شهرام سروده ام ، هر چه هست از درونم می آید و حاصل غم و اندوهی است که بر ما روا می دارند .


