
قانون بیضه و عواقبش :
....
آنچه تاریخ کهن به ملت ایران داده بود اعلامیه حقوق بشر کورش بوده و دانش ابن سینا و رازی و فرهنگ مولوی و حافظ و آنچه بهشت موعود پیرمرد نوفل لوشاتو برای این ملت آورده بود فواره خون بهشت زهرا بود و چند صد هزار شهید و معلول جنگ هشت ساله ای که بجز یکساله نخستین آن ، جنگی تهاجمی و مطلقا غیر ضروری در بیرون از مرزهای ایران بود .
....
وقتی "مقام معظم رهبری" برای شکنجه شدگان زندان ابوغریب عراق دل میسوزاند ، اما نادیده میگیرد که در کشور خوش زندانی به نام اوین وجود دارد که سالهاست قربانیان دیگری در آن شکنجه هایی سخت تر از زندان ابوغریب را تحمل میکنند ، وقتی که رییس بلند پایه مجلس تشخیص مصلحت نظام برای ستمدیدگان زندان گوانتانامو اشک تمساح میریزد ، اما از یاد میبرد که در کشتار 1367 چندین هزار زندانی در طول تنها چند شب با نظارت مستقیم خود او تیرباران شده اند ، وقتی که رییس قوه قضاییه از وجود بیش از یک میلیون نفر زندانی در مملکت سخن میگوید که بسیاری از آنها ماهها و سالهاست در سیاه چالهای اسلامی میپوسند و کسی به دادشان نمیرسد ، وقتی که رییس جمهوری فرمایشی به مردم آمریکا نامه مینویسد و هشدار میدهد که دستگاه حکومتی آنها واقعیت ها را از آنان پنهان نگاه میدارد ، اما صحبتی از این نمیکند که در خود کشور آخوندان بیس و هشت سال است واقعیت ها بطور پیگیر از مردم پنهان نگاه داشته شده است و همچنان پنهان نگاه داشته میشود ، همه اینها آن روسپی را به یاد میآورند که درس پاکدامنی میدهد ، و آن راهزنی را که ادعای احترام به امنیت و قانون دارد .
....
جنایت هایی که در این بازی بیست و هشت ساله Cosa Nostra ی عمامه دار انجام گرفته نه تنها مایه شرم رژیم حاکم بلکه مایه شرم جهان بشریت است . اگر میان همه این جنایت ها مرگ زهرا کاظمی سر و صدایی بین المللی برانگیخت تنها بدین جهت بود که این موضوع با دولتی مانند کانادا ارتباط پیدا کرد ، و گرنه ماجراهایی از نوع قتل فجیع فروهر ها و قتل های زنجیره ای و غیر زنجیره ای و ماجراهای کشتار ده هزار زندانی سیاسی در سال 1367 و آتش سوزی سینما رکس و سرکوبگری نفرت آور دانشجویان دانشگاه ها هر کدرام جای خاص خود را دارند .
بهترین توصیف آنچه را که در این بیست و هشت سال در Cosa nostra ولایت فقیه گذشته است و میگذرد ، هزار سال پیش از این در شاهنامه ابرمرد ملی ما میتوان یافت :
به هر گوشه ای در ، ستمکاره ای پدید آید و زشـــــت پتـــیـــاره ای
نـهــانــی بـــتـــر ز آشــــکارا شود دل مردمان سنــــگ خارا شــــود
رباید همی این از آن ، آن از ایـــن ز نفرین ندانــنـــد بـــــاز آفریـــن
بــــد انــــدیـــش گـــرد پدر بر پسر پسر ، همچنین بر پدر چاره گـــر
بـریــــزنـــد خـــون از پـی خواسته شود روزگـــــار بـــد آراســــــتـه
زیان کسان از پــی ســـود خــویـش بجویند و دیـــن انــدر آرند پــیش
شود زشت خـــوب و خـــوب زشت شود راه دوزخ پدید از بـــهشت!
-----
متن فوق برگرفته از قسمتهای پایانی کتاب " حقوق بشر ، قانون بیضه و بمب اتمی " میباشد به قلم رسای دکتر شجاع الدین شفا ...

در سالهای مرگ هنر،گویا این جغد شوم بر بام خانه هنرمند آواز میخواند
قیصر امین پور نیز درگذشت
قیصر کوچه شعرم
چه بی صدا ،
گذاشت و گذشت ...
یک ایرانی
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب آبادم

از آنجا به کجا ؟
آن شب که نطفه بودنم
نا خواسته بسته شد
از من نپرسیدند
که میمانی یا میروی ؟
امروز که این نطفه
- قد کشیده است –
چرا باید به این سوال که
- به کجا میروی -
پاسخ دهم ؟
( مهرگان 86 )
یک ایرانی

